الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

44

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

آيات خود در كمال صراحت بشر را به مطالعه در مظاهر طبيعت كه جز با روش حسى ميسر نيست دعوت كرده است و كليد رمز مبدأ و معاد را در همين نوع مطالعه دانسته است . فريد وجدى در كتاب على اطلال المذهب المادى و سيد ابوالحسن ندوى در ماذا خسر العالم بانحطاط المسلمين و هم‌چنين نويسندگان اخوان المسلمين مانند سيد قطب و محمد قطب و غير اين‌ها اين نظر را تبليغ و نظر مخالف را تخطئه مىكنند . ندوى در كتاب خود در فصل « عبور مسلمانان از جاهليت به اسلام » تحت عنوان « محكمات و بيّنات در الهيات » مىگويد : « پيامبران مردم را از ذات خدا و صفات او و آغاز و انجام جهان و سرنوشت بشر آگاه كردند و اطلاعاتى به رايگان در اين زمينه‌ها در اختيار بشر قرار دادند ، او را از بحث در اين مسائل كه مبادى و مقدماتش در اختيار او نيست - زيرا اين علوم ماوراء حس و طبيعت است - بىنياز ساختند ، اما مردم اين نعمت را قدر ندانستند و به بحث و فحص در اين مسائل كه جز گام گذاشتن در منطقه‌هاى تاريك و مجهول نيست پرداختند . » « 1 » نظر امثال فريد و جدى و ندوى نوعى « رجعت » حنبلىگرى است ولى به‌صورت مدرن و امروزى و پيوندخورده با فلسفهء حسى غربى . ما دربارهء بنياد فلسفهء حسى در مجلدات اصول فلسفه بحث كرده‌ايم ، « 2 » در اين‌جا فقط دربارهء نكته‌اى كه نقطهء اتكاء اين دسته قرار گرفته اندكى بحث مىكنيم . مىگويند قرآن راه شناخت خداوند را منحصراً مطالعهْ طبيعت با روش حسى دانسته است . شك نيست كه قرآن به مطالعهء حسى طبيعت دعوت مىكند و اصرار فراوانى هم روى اين موضوع دارد ، ولى آيا قرآن مطالعهء طبيعت را براى حل تمام مسائلى كه خود طرح كرده است كافى مىداند ؟ ! هم‌چنان‌كه در پاورقىهاى اين جلد

--> ( 1 ) . ماذا خسر العالم بانحطاط المسلمين ، چاپ چهارم ، ص 97 . . ( 2 ) . خوشبختانه مجلدات اصول فلسفه به‌وسيله نگارنده به‌صورت بديعى به شرح و تنظيم رسيده و به‌نام تحريرى براصول فلسفه و روش رئاليسم نام‌گذارى شده است و اكنون اين جلد پنجم آن است . .